|
باشگاه از این به بعد تا ابد سیاه پوش است
|
1-"منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیاید مفرح ذات.پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب. فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد.درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربر نهاده و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده".
اومدم مطلبي طولاني رو با شادباشي آنچناني و درخور گشايش كنم، ديدم قبل از من حضرت سعدي (عليه الرحمه) تركونده! بنابراين فقط ميگم نوروز همگي خجسته باد. اميدوارم سال جديد براي ملت ايران سالي سرشار از بركت بيشتر، خوشحالي و غم كمتر باشه. به اميد حق. اين پست اختصاص داره به اتفاقات جالبي كه فقط درايران ميافته.هميشه خندون ببينمتون.:
2- در ممالكي مثل اين خرابشده كه متاسفانه حتي تو اتاق خواب ملت رو ميشه به راحتي تفتيش كرد يه اتفاقات بامزهاي هم پيش مياد. چندوقت پيش تو خيابون برادران بسيجي جلوي يكي از دوستان رو ميگيرن و گير كه بزن بغل.اين بندهخدا هم نيست قيافهش يه جوريه،سين جيم و بند و بساط... دستور كه صندوقت رو باز كن. رفيقمون ميگه من ميزنم خودتون ببينين. برادارن ميگن نه، خودت بيا باز كن.خلاصه، صندوق باز ميشه. ميبينن توش فقط و فقط يه كارتن بينام و نشون هست كه روش نوشته " كنترل شد". برادر همونجا يه تكونش ميده ميبينه كمي سنگينه.ميگه توش چيه؟ رفيق ما ميگه نميدونم. ببينيد چيه. اخوين سلحشورمون نگاهي به دوست ما ميكنن و اسلحهها و باتومها در دستها سفت و جابجا ميشن و حاجي رو صدا ميكنن. حاجي هم سيّد رو صدا ميكنه. سيّد هم تقي و نقي... خلاصه همه با اسلحه و باتوم و اينا دور ماشين و اين بندهخدا جمع ميشن. بالاخره يكي جرأت ميكنه و جعبه رو ميكشه جلو و آروم درش رو باز ميكنه. فكر ميكنين توش چي بود؟ ماهيتابه. ماهيتابهاي كه گويا مادر قصد تعويضش رو داشته. مملكته داريم!؟
3- چند روز پيش صبح كله سحر با رنگاميزي ابوي شاكي به هيكل صغير و كبير دولتمرد اين خرابشده از خواب بيدار شدم. گويا رفتن شير بگيرن كه بهشون گفتن دوباره فلان تومن گرونتر شده، يه هزارتومني هم تو گير و واگير شير گرفتن گم كرده بود.شاكي بودها! مملكته داريم!؟
4- خبرنگار زيباي اسپانيايي مياد ايران، جلوي رئيسالوزرا، سرلخت ميشينه به مصاحبه،يه حلالزاده بين تمام امت سانديسخوار هميشه در صحنه مملكت قياسآباد و ولايت ايران پيدا نميشه كه از اين بيناموسي خونش به جوش بياد و بگه تا قبر آ آ آ آ! شرف و غيرتتان كجا رفته؟ يك زماني يك همشهري داشتيم، سرباز اسير در كشور دوست و برادر بيشرف، عراق بود كه از مصاحبه با خبرنگار بي حجاب امتنا كرد و تا سرش رو نپوشوند بهش جواب نداد و اين بيناموسي را تحمل نكرد. از بين اينهمه جماعت غوغا كسي پيدا نشد حتي بطور فيگوراتيو بگه خواهر اسپانياييام، محض استحباب روسريت را كمي جلو بكش و برادر مكتبي مذهبي نماينده پرچم و خون همه سربازان شهيد ايران،حيا كن، اونوقت زن ايراني با سر و دست و بدن و فكر و ذهن و منحيثالمجوع كلاً و اصلاً پوشيده! تا ميگه سگي بگذار ما هم مردمانيم،هرچي ابرو پاچه بزي و زيرخاكي و جادوگر و سيرابي و نكبت و قاشقي ِ، از اينجا تا فِتلپورت كفنپوش ميشن براي خفه كردن طرف. مملكته داريم!؟
5- شبهاي قبل ازعيد رو دوست دارم. اينهمه جنبش، اينهمه رفت و آمد، خريد كردن، ذوق و شوق بچهها. يه چيز باحالي هم كه رواج پيدا كرده اين چندساله،وانتبارهايي هستن كه با بلندگو جنسشون رو تبليغ ميكنن. يكشيون هست كه هر روز مياد محل ما. ديروز راننده كه نقش دادزننده! رو هم بازي ميكنه بلندگوش رو روشن كرد و گفت: " الو الو،امتحان ميكنيم...امتحان ميكنيم...اصغر صدا مياد؟ كه اصغرآقا هم پشت وانت پكي به سيگارش زد و بيحوصله گفت: آره با...آره. راننده هم شروع به عربدهكشي براي فروش خيار.مملكته داريم!؟
6- طرف از دو روز پيش پيام و پيامك داده كه " پيشاپيش سال نو را تبريك ميگوييم". بقول دوستي ملت تو همه چي عجله دارن. توالت ميري، طرف عجله داره. عابربانك ميري، طرف عجله داره. اصلا مردم فكر ميكنن فردا روز قيامته.كه چي پيشاپيش فلان و بيسار؟ چرا لذت اين انتظار رو خراب ميكنيم؟ پشت چراغ قرمز نيستيم كه عجله داشته باشيم واسه گاز و گوز.اين انتظار از لذتبخش ترين انتظاراتيه كه رو مخ نيست.بايد به اين دوستان بگم بابام جانا، يه كم دندون رو جيگر بذاريد و زرده به ماتحت بگيريد، لحظهي موعود برسه، سال نو متولد بشه،بعد پس و پيش و چپ و راست به هركي رسيدي تبريك بگو. نه، آخه اينم مملكته داريم!؟
7- شب عيد ميبينم مهمان برنامه تلويزيون كارگردان فيلم اخراجيهاست كه درونش بمبهاي شيميايي آوار رو سر سربازان ايران رو با باد معده مقايسه كرده بود و صحبت از قسمت سوم فيلم و چرت و پرتهاي رايج برنامههاي اينچنين يخمي. البته به نظر من حيف اصغر فرهادي كه بخواد جلوي دوربين يه همچين كثافتخونهاي قرار بگيره و ازش تقدير بشه كه بزرگترين اتفاق سينمايي سال گذشته رو رقم زد، ولي به نظر شما، جاي هنرمند گرامي اصغر فرهادي جلوي دوربين شب عيده، يا برادر چماقدار سابق كه حالا شده اَنتلكتوئل؟ مملكته داريم آخه!؟
8- يادمه دم عيد كه ميشد حاجي فيروزها ميريختن تو خيابونا و دايره زنگي ميزدن در سايهي ايزد تبارك، عيد همگي بود مبارك... من يه بار از يكيشون يه سكه دوريالي عيدي گرفتم. يادش بخير. به هرطرف نگاه ميكنم ميبينم فقط خاطراتي از چيزهاي خوب دارم و هر چيز بد شده رويهمون. از طبقه چهارم تمرين پرتاب كيسه آشغال توي سطل زباله سركوچه ميكنيم، تو خيابون كه اصلا عابر پياده رو حساب نميكنيم، چهارشنبه سوري به جاي پريدن از روي بتههاي آتيش و قاشقزني، هيمهي جهنم ميسازيم و فوگاز ميتركونيم و مست ميكنيم و جلوي پاي مردم بمب اتم ميندازيم. همه ابعاد زندگيمون رو كه نگاه ميكنم ميبينم همه چي چپه شده.شما رو به همون ايزد تبارك قسم ميدم امسال بيايد به جاي اينكه مثل فرشتهها اينجوري زندگي كنيم،مثل ديو برعكس كار كنيم.شايد همه چي درست شد! حالا هي بشينيد بگيد نه، آخه مملكته داريم!!!؟؟؟
تعطيلات خوش بگذره.
در پناه حق
دوستان لابد میدانند چه به سر جعفر پناهی آمده.هیچ حرفی برای گفتن ندارم جز اينكه هواداري خود را از هنرمند بزرگ اين ملت اعلام دارم و نابودي سركردگان اين كثافت كاري را از حضرت حق طلب كنم. زنده باد آزادي، زنده باد هنر و زنده باد هنرمند.من با تو هستم جعفر پناهي.
در پناه حق